تبلیغات
 داستان کوتاه - داستان کوتاه : کاسبی درست و حسابی
 
داستان کوتاه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ارشیا شریفیان
یکی میگفت: توی سنگاپور یه روز پاییزی از یه دست فروش یه چتر میخره 4 دلار
میگفت: فرداش كه بارونی هم بوده از همونجا رد میشده یارو چترارو میفروخته یه دلار
میگفت: بهش گفتم دیوونه ای؟ امروز كه همه نیاز دارن. گرونتر چرا نمیدی؟
یارو بهش گفته: اهل كجایی؟ خجالت بكش!






نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، داستان زیبا و کوتاه، داستانهای مهیج و جالب چند سطری، داستانهای کوتاه،
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مرداد 1396 06:25 ب.ظ
Right here is the perfect web site for anyone who wishes to understand this topic.
You know so much its almost tough to argue with
you (not that I personally would want to…HaHa). You certainly put
a new spin on a subject which has been discussed for years.
Wonderful stuff, just wonderful!
دوشنبه 9 مرداد 1396 11:45 ب.ظ
Thank you a bunch for sharing this with all of us you actually
understand what you are speaking approximately!
Bookmarked. Please additionally discuss with my web site =).
We can have a link trade agreement among us
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه