تبلیغات
 داستان کوتاه - داستان کوتاه : گل همیشه بهار
 
داستان کوتاه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ارشیا شریفیان
حکیم ارد بزرگ , p;dl hvn fcv' , khl;i svo , نامه سرخ , red book , l[jfd av;hM , l[jfd av;h, hakim orod bozorg ,  فلسفه اردیسم, orodism , orodist , مجتبی شرکا , مجتبی شرکاء , bozorg shirvan , بزرگ شیروان
حکیم ارد بزرگ در کنار گل همیشه بهار

به حکیم ارد بزرگ (رهبر اردیست های جهان) گفتند :"گل همیشه بهار" در خود چه دارد که اردیست های جهان آن را نماد خود می دانند ؟
حکیم پاسخ داد : گل زرد رنگ همیشه بهار ، سرشار از مهر است ، می توان با دادن شاخه ایی از آن ، پیمان زناشویی بست .
گفتند اما ازدواج در حال حاضر بسیار سخت است، آیا با یک شاخه گل !؟
حکیم پاسخ داد : پیمان زناشویی آسان ، ارزشمند است .
گفتند مگر سنت ها را می شود رها کرد ؟
حکیم در حالی که از جای خود برمی خواست گفت : سخت نمودن پیمان زناشویی به نام ارزش نهادن به سنت ها درست نیست .







نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، داستان زیبا و کوتاه، داستانهای مهیج و جالب چند سطری، داستانهای کوتاه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 دی 1391 06:27 ب.ظ
سلام
زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه